تبلیغات
فارغ التحصیلان تاریخ و تمدن ملل اسلامی

فارغ التحصیلان تاریخ و تمدن ملل اسلامی
دانشگاه تهران - دانشکده الهیات و معارف اسلامی
نظر سنجی
نظرتان در مورد وبلاگ چیست؟





مقدمه

بحث از رابطه نهاد حكومت و آموزش و پرورش، در حقیقت، به صورت تأثیرگذاری هر یك بر دیگری مطرح است، لذا بحث فوق را با تفكیك تأثیرگذاری هر یك به طور جداگانه پی می‌گیریم. در این بررسی نهاد آموزش و پرورش به معنی معاهد علمی است كه در رشد تحصیلی افراد به صورت كلاسیك در جامعه مؤثرند، اعم از آموزش و پرورش دوران ابتدایی، راهنمایی، متوسطه، آموزش عالی و آموزش در حوزه‌ها. و نهاد حكومت به معنی هیئت حاكمه بر روابط حقیقی افراد جامعه است. بنابراین، شامل سیاست‌های مجموعه قوه مجریه و دستگاه‌های ذی‌ربط و نیز قوه مقننه و سایر مراكز قدرت در این نهاد خواهد بود.

الف. تأثیر حكومت بر آموزش و پرورش

اگر هر نوع تغییر در رفتار و اندیشه انسان را به صورت كلاسیك یادگیری بنامیم و آموزش عبارت از فعالیت‌هایی باشد كه به منظور ایجاد یادگیری از جانب معلم به صورت كنش متقابل جریان می‌یابد، بخش قابل توجهی از ابزار تحقق این‌گونه یادگیری و آموزش نزد حكومت است. حكومت‌ها بر شیوه آموزش و پرورش تأثیر می‌گذارند و می‌خواهند از این طریق اراده خویش را بر نهاد فوق تحمیل كنند، اعم از آن‌كه، در واقع این اراده به مصلحت جامعه باشد یا به ضرر آن. به طور كلی حكومت‌ها می‌توانند برای تأثیرگذاری بر نهاد آموزش و پرورش از چند اهرم استفاده كنند.

1. اهرم قانون‌گذاری

حكومت از طریق مصوبات قانونی توسط مجلس و دولت می‌تواند هر نوع اعمال ضابطه‌ای را كه به مصلحت نظام خویش می‌بیند اعمال كند. معمولا این اعمال ضابطه در دو محور اساسی صورت می‌گیرد:

الف. تعیین نظام آموزش و پرورش

حكومت‌ها با توجه به اهداف قریب و بعید خود در پرورش نیروی انسانی لازم در جامعه نوع نظام آموزش و پرورش را، كه در حقیقت به منزله یك ابزار است، تعیین می‌كنند. این تعیین نظام به كارشناسی دقیق در باب شناخت نیازهای جامعه، نوع فرهنگ مردم و شناخت نظام‌های آموزشی موفق دنیا محتاج است. مختصات و نحوه تركیب عناصر درونی آموزش و پرورش مثل تمركز یا عدم تمركز، نوع و میزان امكانات و نحوه توزیع آن‌ها، مدیریت یك طرفه و پدرانه یا دو طرفه و مشاركت جویانه، وضعیت روانی، اجتماعی دانش‌آموزان و معلمان، محتوای برنامه‌های آموزشی، روش‌های تدریس به عنوان عواملی مطرح اند كه بر نوع و كم و كیف عملكرد آموزش و پرورش در جامعه مؤثرند و معمولاً نظام‌های آموزشی به عنوان ابزاری در دست حكومت‌ها برای تحقق اهداف خود مطرح‌اند.

پارسنز (Parsons) معتقد است گستردگی و عمق نظام آموزش و پرورش محصول ضرورت‌های كاركردی جوامع صنعتی است، یك انسان فعّال، خلّاق و متناسب با جامعه صنعتی از یك آموزش و پرورش با صنعت نوساز به وجود می‌آید. سخن او را می‌توان در باب كاركردهای دیگر جوامع نیز تعمیم داد.

ب. سهمی كه دولت به عوامل غیردولتی در آموزش و پرورش خصوصی می‌دهد

در سایه اعطای این نقش از سوی دولت به بخش خصوصی، بحث‌های مربوط به نظام مالی آموزش و پرورش، طبقه‌بند یقشری درون این نهاد و تأمین یا عدم تأمین عدالت اجتماعی مطرح می‌شود كه بررسی تفصیلی هر یك از این تبعات از حوصله این مقاله خارج است، ولی، اجمالا روشن است كه اعطای چنین حقی به افراد كه می‌توانند با صرف داشتن قدرت مالی دارای تخصص برتر در جامعه باشند، در دراز مدت طبقه‌بندی‌های خاص اجتماعی را به وجود می‌آورند و امكان تحرك اجتماعی را كم می‌كند و درصورتی كه دولت تدابیری برای تعدیل این طبقه‌بندی‌ها نداشته باشد، ناگزیر خواهد بود در جامعه‌شناسی سیاسی خود حسابی برای مراكز قدرت مالی در كشور باز كند یا آن‌كه به نحوی آن‌ها را در سیطره و نفوذ خویش كنترل كند.

2. اهرم مالی و بودجه

حكومت با در دست داشتن قدرت مالی برتر و توزیع بودجه براساس تعیین اولویت‌ها، می‌تواند بر بخش‌های مختلف نهاد آموزش و پرورش تأثیر گذارد. صورت مطلوب این توزیع بودجه آن است كه با تخصیص عادلانه، زمینه عدالت اجتماعی را در نهاد آموزش و پرورش فراهم آورد، به طوری كه نیروهای مستعد از مناطق مختلف، به ویژه مناطق محروم، بتوانند از تخصص‌های علمی برخوردار شوند. از سوی دیگر، میزان بودجه نهاد آموزش و پرورش در مقایسه با بودجه در بخش‌های دیگر حكومت، نشان از اهتمام حكومت نسبت به تعالی این نهاد است؛ مثلاً، در كشور كانادا در سال 1970كل هزینه‌های آموزشی به عنوان بخشی از تولید ناخالص ملی (GNP) به بیش از %90 رسیده است.

3. اهرم نیروی انسانی

حكومت‌ها می‌توانند با نظارت و اعمال ضابطه در كم و كیف نیروهای انسانی شاغل در نهاد آموزش و پرورش، به تحقق اهداف خویش كمك كنند. امروزه در بافت كشورهای جهان سوم ملاك گزینش مدیران و اساتید و معلمان عمدتاً صبغه غیرعلمی نیز دارد و این امر باعث افت تحصیلی و ركود بررسی‌های پژوهشی می‌شود.

4. اهرم تعیین محتوای آموزشی

محتوای آموزشی برای تأمین اهدافی در هر حكومتی طراحی می‌شود كه به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود.

الف. تأمین نیازهای اجتماعی

حكومت بر اساس این‌كه چه سیاستی را دنبال می‌كند، می‌تواند در محتوای آموزشی و كم و كیف دروس دخالت كند به خصوص آن‌كه در جوامع صنعتی و فراصنعتی امروز، آموزش و پرورش دیگر صرفاً اولویتی برای والدین. معلمان و تعداد انگشت‌شماری اصلاح‌طلبان تربیتی ندارد، بلكه برای بخش‌های پیشرفته كسب و كار نیز آموزش و پرورش دارای اولویت است و حكومت می‌تواند با تعیین محتوای دروس، نیازهای این بخش را پوشش دهد. حكومت‌ها می‌توانند براساس نیازهای منطقه‌ای و جنسیت افراد، محتوای كتب درسی را تغییر دهند، ضرورتی ندارد كه مواد آموزشی در مناطق روستایی با مناطق شهری در همه جهات یكسان باشد و نیز می‌توان در بعضی مقاطع تحصیلی محتوای كتب درسی دختران را از پسران جدا كرد.

ب. تأمین امنیت و نظم اجتماعی

حكومت به واسطه آموزش و پرورش، مردم را از احكام و قوانین اجتماعی و حقوقی آگاه می‌كند و بدین‌وسیله به نظم و امنیت اجتماعی كه مطلوب هر حكومتی است دست پیدا می‌كند، مردمی كه از یك سطحی از آموزش عمومی و آگاهی نسبت به قوانین اجتماعی برخوردار باشند از مفاسد و ناهنجاری‌های اجتماعی به دور خواهند بود. حكومت‌ها به دلیل تأمین این كاركرد اساسی خویش لازم است در محتوای دروس، آموزش قوانین اخلاقی و حقوقی را جا دهند به خصوص آن‌كه در نظام‌های درسی كه براساس پرورش عالم و متخصص طراحی شده‌اند، در جنبه‌های اخلاقی، مذهبی و انسان‌سازی كم‌رنگ می‌شوند. تلفیق و هماهنگ كردن این دو نوع آموزش از مشكلات عمده حكومت خواهد بود و چنانچه این طراحی عاقلانه و پخته صورت نگیرد، همیشه دانشجویان چنین نظام آموزشی با دروس اخلاقی و دینی به صورت جانبی برخورد خواهند كرد.

ج. تأمین اقتدار برای حكومت

دولت‌ها از طریق محتوای آموزش می‌خواهند اقتدار (مقبولیت عامه) خود را تثبیت كنند و آموزش و پرورش این مسؤولیت را به عهده دارد تا مقبولیت دولت را به شیوه‌ای در لابه‌لای دروس و در فضای آموزشی ایجاد كند و افراد جامعه را نسبت به حاكمیت توجیه كند. این توجیه مقبولیت در بیش‌تر كشورها از طریق معاهد علمی دارای نفوذ سیاسی و مذهبی انجام می‌شود و این مراكز در طول تاریخ عمدتا از دو شیوه برای توجیه حاكمیت استفاده می‌كرده‌اند. یكی تبیین این نكته كه وجود یك حكومت قوی برای دفع متجاوزان بیگانه برای هر كشوری ضرورت دارد و از این جهت لازم است همه پشتیبان دولت و حاكمیت موجود باشند و دیگر آن‌كه استبداد موجود در حاكمیت را به نام دین یا چیز دیگر توجیه كنند و به ندرت مقبولیت دولت به دلیل وجود پایگاهی در قلوب مردم بوده است. هر مقدار مقبولیت حكومت از سوی مردم بیش‌تر باشد و به تعبیر مرحوم امام خمینی(ره) این مردم باشند كه حكومت را ساخته‌اند و بین آن‌ها و دولت فاصله‌ای نباشد، حكومت در عملكرد و بقاء خویش از توان بیش‌تری برخوردار خواهد بود.

الف) تأثیر سیاست‌های حكومت بر آموزش و پرورش: سیاست‌ها و تصمیم‌گیری‌های حكومت درباره امور جامعه به طور غیرمستقیم بر نهاد آموزش و پرورش تأثیر می‌گذارد. غیرمستقیم بر نهاد آموزش و پرورش تأثیر می‌گذارد. سیاست‌های دولت درباره رسانه‌ها می‌تواند شكل كار این نهاد را تغییر دهد و بر قوّت یا ضعف، هماهنگی یا عدم هماهنگی آموزش‌های درون نهاد اثر گذارد. یعنی گاهی رسانه‌ها با پیام‌های فرهنگی و آموزشی خود تأثیر كار نهاد آموزش و پرورش را خنثی می‌كنند و موجب یك نوع دوگانگی در محتوای آموزشی و چه بسا كل سیستم می‌شود. طبیعی است در صورتی كه این سیاست‌ها در جهت تقویت یكدیگر باشند حاصل و نتیجه كار برآیند جمع نیروها خواهد بود و در صورت عدم هماهنگی نتیجه وابسته به مقدار نیرو و امكاناتی است كه از هر یك از دو طرف وارد می‌شود و اوضاع و احوال را به سود خود تغییر می‌دهد.

مواضع اقتصادی دولت نیز به صورت غیرمستقیم بر نهاد آموزش و پرورش تأثیر می‌گذارد اگر سیاست‌های خرد و كلان اقتصادی به گونه‌ای باشند كه نهاد آموزش و پرورش را در ساختار و تشكیلات خود با بحران‌های درون سازمانی مواجه كند و یا افراد شاغل در درون نهاد به این نتیجه برسند كه با درس خواندن و تحصیل علم نمی‌توان گذران زندگی كرد در جایی كه دیگران یك شبه، راه ده ساله را طی می‌كنند، در این صورت قطعا روز به روز این نهاد با افت نیروهای كیفی روبرو خواهد بود و دچار بحران علمی خواهد شد.

حكومت‌ها لازم است در امر توسعه آموزش و ارتقاء كیفی آن، دیدگاه‌های غلط اقتصادی نداشته باشند، محاسبه به حرفه بودن یك كار علمی و به علم به شكل یك كالای اقتصادی نگاه كردن از تلقی‌های ناروائی محسوب می‌شود كه باعث از دست رفتن ماهیت كار نهاد آموزش و پرورش خواهد شد.

ب. تأثیر نهاد آموزش و پرورش بر حكومت: نهاد آموزش و پرورش حكومت را در اجرای كاركردهای خویش كمك می‌دهد و از چند جهت می‌تواند بر حكومت تأثیر گذارد و اراده خویش را بر حكومت تحمیل كند. عدم توانایی آموزش و پرورش در پاسخ به نیازهای جامعه و حكومت به عنوان نوعی بحران آموزشی از دیدگاه كاركردگرایان (Functionalists) به حساب می‌آید.

مشكل تأثیرگذاری نهاد فوق بر حكومت به صورت‌های زیر قابل تصویر است.

1. تربیت نیروی انسانی لازم

دولت از عمده‌ترین مراكز مصرف نیروی انسانی است، نیروی انسانی كه در آموزش و پرورش شكل گرفته و با آن ساخته شده است، اگر نهاد آموزش و پرورش بتواند با شناخت دقیق خود از نیازهای جامعه و فرهنگ كشور و آموزش صحیح نیروها، نیازهای حكومت را برآورده كند، در این صورت نقطه اتكائی برای حكومت خواهد شد و در غیر این‌صورت حكومت با بحران تورم نیروها در بعضی بخش‌ها و كمبود نیروی متخصص در بخش‌های دیگر مواجه خواهد شد. مهم‌ترین كار نهاد آموزش و پرورش آن است كه با سیستم خود در جهت توزیع صحیح استعدادها در رشته‌ها و فنون تحصیلی قدم بردارد به طوری كه در هر زمینه نخبه‌گانی حضور داشته باشند و بتوانند رهیافت‌های صحیح نظری و علمی ارائه كنند.

در كشورهای توسعه نیافته و جهان سوم، استعدادها عمدتا صرف رشته‌های تمدن‌زا می‌شوند و به كار فكری تحقیقی در زمینه‌های علوم اجتماعی و انسانی بهای لازم داده نمی‌شود، نتیجه این كار در دراز مدت از یك طرف اشباع بازاركار و بحران بیكاری در بخش‌های تمدنی است و از طرف دیگر خلاء تئوریكی در هدایت نیروها و امكانات كشور به سمت صلاح جامعه، موجب تنش‌ها و بحران‌های اجتماعی خواهد شد.

از طرف دیگر همان‌طور كه قبلا گفته شد هر حكومتی محتاج مقبولیت است و یكی از شاخص‌های این مقبولیت عملكرد نیروهای تربیت شده در نهاد آموزش و پرورش است. گاهی حكومت‌ها برای پرورش مدیران سطح بالای خود اقدام به تأسیس مدارس خاص می‌كنند، همانند مدارس حزبی در روسیه. نهاد آموزش و پرورش می‌تواند با تربیت نیروهای مدیر و كاردان خویش راه یك اقتدار فرهمندانه را برای حكومت هموار كند.

2. تأمین اطلاعات لازم

حكومت‌ها بدون داشتن اطلاعات و دانایی قوی نمی‌توانند به حكومت خویش ادامه دهند. این اطلاعات از طریق نهادی شدن آموزش و پرورش میسّر است. ایجاد بانك‌های اطلاعاتی را در اختیار گذاردن اطلاعات روز و دانش لازم، به رقابت حكومت با حكومت‌های دیگر كمك خواهد كرد و دولت‌ها برای موفقیت در این امر به منابع داخلی اكتفا نمی‌كنند بلكه به اطلاعات خارجی روی می‌آورند. آموزش و پرورش، با سازمان خود می‌تواند نخبه‌ها را در حوزه فراملیتی و به كارگیری ملّی جذب كند.

http://marifat.nashriyat.ir/node/245




طبقه بندی: مقالات فرهنگ و تمدن اسلامی،
[ چهارشنبه 26 تیر 1392 ] [ 02:15 ب.ظ ] [ محمدی-احمدی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام بر دوستان عزیز
وبلاگ حاضر را مسلم احمدی و حامد محمدی راه اندازی نموده و مدیریت می نمایند تا گامی موثر در تامین نیازهای علمی دانشجویان رشته تاریخ و تمدن ملل اسلامی باشد.لازم به توضیح است که این وبلاگ علاوه بر مسائل علمی، به مسائل شخصی و رویدادهایی که نویسندگان ضرورت ببینند می پردازد.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :