تبلیغات
فارغ التحصیلان تاریخ و تمدن ملل اسلامی

فارغ التحصیلان تاریخ و تمدن ملل اسلامی
دانشگاه تهران - دانشکده الهیات و معارف اسلامی
نظر سنجی
نظرتان در مورد وبلاگ چیست؟





فكر و اندیشه بشر از زمانی كه برای اجتماع انسانی به طرح و برنامه ریزی دست زده تاكنون به یك اندیشه واحد در تمام زمینه‌ها دست نیافته، بلكه اندیشیدن بشر در این مورد چیزی جز افزودن بر اختلافات را بر نمی‌انگیزد و همین ناكامی ذاتی با تمام تحلیلات و تفكرات و اندیشه‌ها ضرورت موجودیت یك برنامه الهی را روشن می‌كند. دین و آیین به عنوان برنامه زندگی از سوی خدا تنها راه سعادت و آسایش در تمام زمینه‌ها و نیازهای انسانی است و این دین اسلام است كه از طرف خداوند متعال برای هدایت و سعادت بشر تعیین شده است آنگاه كه فرموده است:
«ان الدین عندالله الاسلام.[1]»
و نیز:
«من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه وهو فی الآخرة من الخاسرین.[2]»
 
 
 
 
اما همین آیین و دین زمانی مرضی خداوند شد و به كمال و نهایتش رسید كه رهبری مسلمانان از سوی خداوند و از لسان پیامبر اكرم (ص) تعیین شد، زمانی كه به فرمان خداوند، پیامبر اكرم علی (ع) را جانشین و وصی و پیشوا بعد از خود قرار داد.
«الیوم اكملت لكم دینكم واتممت علیكم نعمتی ورضیت لكم الاسلام دینا.[3]»
در نتیجه تشیع از ابداعات طرفداران و محبان امام علی (ع) در زمان قتل عثمان و یا بعد از جنگ جمل نیست همچنانكه از ساخته‌های دوستداران اهل بیت پیامبر (ص) نیست بلكه تشیع حفظ و ادامه سیره و سنت و نص نبوی در مورد امامت و خلافت و جانشینی بر حق و به حق اوست و اساسا شیعه اصطلاحی است كه از لسان مبارك پیامبر اكرم (ص) جاری شده وقتی كه با اشاره به علی (ع) فرمودند:
«هذا وشیعته هم الفائزون.[4]»
و حقیقتاً اسلام و ولایت علی (ع) كامل شده و در این صورت بود كه اسلام مرضی خدا شد و نعمت خداوند به نهایت رسید، همان طور كه امام باقر (ع) اسلام را كه دین به او حصر شده را تفسیر به تسلیم و قبول ولایت علوی نمودند.
«قال الباقر (ع) فی قوله ان الدین عند الله الاسلام؛ قال التسلیم لعلی بن ابی طالب بالولایة.» [5]
در نتیجه مخالفین شیعه باید به این سؤال پاسخ بدهند كه از چه زمانی عده ای از رسول الله (ص) تشكیل یافته‌اند و آیا بر این كار مأمور بوده‌اند یا مبدع. و البته همان طور كه عدّه‌ای به فرمان خداوند و امر رسول الله (ص) در مورد وصایت و جانشینی بر حق امیرالمؤمنین علی (ع) كوتاهی كردند، به وصایت و جانشینی دیگر ائمه اطهار ، كوتاهی شد و همان طور كه مذاهب منحرف به وجود آمد فرق شیعی انحرافی نیز ظهور نمود.
این مقاله مختصر به بررسی و تحلیل اجمالی یكی از فرق تشیع به نام فرقه (كیسانیه) می‌پردازد. آغاز و انجام و عقاید و عملكردهای این فرقه در میان مسلمانان و عكس العمل ائمه اطهار در برابر ایشان از مسائل مهم سیاسی و اجتماعی در صدر اسلام است كه آشنایی با آن خود روشن كنندۀ چگونگی ظهور این فرقه است.
انشعابات اجتناب ناپذیر در آیین
بررسی و نگاهی گذرا به تاریخ ادیان نشان دهنده این واقعیت انكار ناپذیر است كه دین در مسیر واقع شدن در زندگی اجتماعی دچار گسست و تفرق، جدایی و ناكامی شده است و آن را به مذاهب گوناگون متحول ساخته و همین تحول اجتناب ناپذیر در مورد مذهب نیز تكرار شده است و مذهب را به فرقه‌های متعدد و فرق را به احزاب مختلف تبدیل می کند. و البته چنین تحولی مخصوص دین و آیین و مذهب و فرق نیست بلكه فكر و اندیشه، مكتب و برنامه ریزی، علم و فرهنگ و هنر و زبان و........ و تمام آثار تمدن را در بر دارد.
علت یا علل نفوذ كثرت به وحدت دین و مذهب را می‌توان در دو عامل خلاصه كرد:
1. دشمنی از روی آگاهی برای گمراه كردن اهل حق: در این مسیر قدرت مخالف می‌تواند با استفاده از ابزار تهدید و جلوگیری از حقیقت به مبارزه آشكار دست بزند و همچنین می‌تواند با نفوذ و با استفاده از ابزار تبلیغی شبهه پراكنی به مخالف پنهانی بپردازد.
2. عدم درك صحیح معارف و در نتیجه انحراف از راه حق: در این مورد تابعین یك آیین به علل مختلفی می‌تواند از حقیقت آیین خویش منحرف شوند و دست به التقاط و یا اجتهاد به رای بزنند.
انشعاب در تشیع
تشكیل فرقه در مكتب تشیع غالبا به خاطر انحراف از اصل امامت می‌باشد. عدم درك حقیقی از شناخت شخص و وظیفه امام و شنون ایشان مهمترین دلیل فرقه سازی در مكتب شیعه است (به طوری كه دشمنی دیگران برای ساختن امامی كاذب در این مكتب مطرح نبوده) و همیشه با شكست مواجه می‌شده، زیرا اصولا در این مكتب، امام و جانشین پیامبر توسط پیامبر اكرم به حكم خدا منصوب و معرفی شده و وظیفه هر یك معین و به شخص ایشان اعلام شده و شئون هر یك از ایشان واضح شده به همین دلیل بر امامیه‌ای كه شناخت صحیحی از مكتب خویش دارد هرگز بین صلح امام حسن و قیام امام حسین و نهضت علمی امام باقر و امام صادق و مبارزه و كناره گیری امام موسی بن جعفر از حكومت زمان و مبارزه امام با حكومت به طور علنی و ولایتعدی امام علی بن موسی الرضا و همچنین مهدودیت حضرت حجت و غیبت ایشان و.... تضاد و تناقض حاصل نمی‌شود، علاوه بر این كه در تمام مسائل و عملكردهای مذكور دلیل نیز دارد. اما عدم درك واقعی كه اكنون با توضیح فرقه كیسانیه به علل انحراف این فرقه از امامیه است اشاره می‌شود.
كیسانیة معمولاً اسامی مذاهب و فرق منسوب به بنیانگذار یا شخصیتی مؤثر در فرقه است مانند زیدیه و اسماعیلیه و كیسانیه و مغیریه و ناو وسیه و......، گر چه در برخی موارد اسامی فرقه‌ها از روش و اعتقاد آنها گرفته شده است، مثلا از مذاهب، مانند شیعه و سنی و از فرق، مانند خوارج، مرجئه، واقفیه، مفوضه، غلاة...... كیسان اسم غلام امیرالمؤمنین علی (ع) است ولی او در جنگ صفین به دست غلام عثمان شهید شد.[6] و نمی‌تواند پایه گذار چنین فرقه‌ای باشد كه بعد از حادثه كربلا ظهور نمود ولی گفته شده كه مختار كه اولین رهبر قیام كننده این فرقه است اندیشه خویش را از غلام امیرالمؤمنین علی (ع) كه نامش كیسان بود اخذ كرده،[7] و به همین دلیل به كیسانیه مشهور شده اند. عده‌ای قائلند كه كیسان لقبی برای مختار بن ابی عبیدة الثقفی است[8] و این لقب برای او از كلامی اخذ شده كه امیرالمؤمنین علی (ع) در مورد او فرمود كیس، كییس[9] و به همین دلیل به این فرقه كیسانیه گویند زیرا هسته اولیه این فرقه با مختار خروج كرد. همچنین به ابو عمرة كه از فرماندهان لشگر مختار بوده نیز گفته شده است.[10] به هر حال در شخصیت كیسان اختلاف است ولی فرقه كیسانیه در اعتقاد به این كه محمد بن حنفیه فرزند امیرالمؤمنین علی (ع) امام، پیشوا و واجب الاطاعه می‌باشد مشترك می‌باشند.[11] و در ابتدا گروهی بودند كه به رهبری مختار بن ابی عبیدة – كه مردم را به بیعت با محمد بن حنفیه دعوت می‌كرد – بر علیه بنی‌امیه قیام كردند. و مهمترین عملكرد ایشان جنگ با بنی‌امیه و انتقام از قاتلین امام حسین و اهل بیت و اصحاب باوفایش و پیروزی نسبی در عراق و تسخیر كوفه بوده است.
مختار و فعالیتهای او
از بررسی زندگی او چنین می‌توان نتیجه گرفت كه او روحیه انقلابی داشته بطوری كه در زمان معاویه به همراه میثم تمار در زندان بوده و میثم
او را از اخبار آینده آگاه می‌كند.[12] و نیز قبل از حادثه عاشورا در زندان عبییدالله بن زیاد بسر می‌برده و بعد از آزادی از زندان به فكر مبارزه جدی با رژیم اموی می‌افتد و بعد از 5 سال از واقعه عاشورا در سال 66 قیام می‌كند و شعار لشگرش در مقابل ابن زیاد (یالثارات الحسین) بوده است [13] به طور خلاصه به چندین عملكرد او اشاره می‌كنیم.
1. قیام و خروج بر علیه بنی‌امیه و قاتلین امام حسین (ع)[14]، دعوت مردم به بیعت با محمد بن حنفیه فرزند امیرالمؤمنین علی (ع).[15]
2. بیعت با طرفدارانش بر كتاب خدا و سنت پیامبر و جنگ با قاتلین اهل بیت و دفاع از مظلومین.[16]
3. فرستادن سرهای بریده ابن زیاد و ابن سعد و حصین بن نمیر و شرحبیل بن ذی الكلاع به مكه برای امام زین العابدین و محمد بن حنفیه.[17]
4. كشتن قاتلین امام حسین از جمله شمر و حرمله و خولی و......[18]
5. تسخیر كوفه و بدست آوردن حكومت در عراق.
6. فرستادن هدایا و كمك مالی برای امام علی بن الحسین(ع) و دیگر افراد بنی‌هاشم.[19]
تحلیل قیام مختار و منشا پیدایش فرقه كیسانیه
شاید به علل جو متغیر در زمان وی او قیامش را با بیعت به نام امام علی بن الحسین (ع) اعلام نكرد تا گزندی از سوی دشمنان در آینده به امام وارد نشود و از طرفی تاب ظلم و ستم بنی‌امیه را بر اهل بیت خصوصاً بر دیگر مظلومان نداشت. ولی با عملكرد انقلابی این قیام كه به پیكار با بنی‌امیه دست زده‌اند مخالفت نكرد و چون این حركت انقلابی شیعی در مقطعی از زمان و مكان نسبتاً بر دشمنانش پیروز شد و ادامه یافت و خود به نظام و حكومتی مبدل گشت گروهی از طرفداران و شیعیان گمان كردند كه در واقع محمد بن علی بن ابی طالب امام است و بر این عقیده پایدار ماندند. و بدین ترتیب اولین فرقه منحرف شده از امامیه را بوجود آوردند.
فرقه كیسانیه و مهدویت
مهدویت كه از لسان پیامبر اكرم (ص) تبین شده بود و به مردم شهامت و قدرت و انگیزه می‌بخشد به یكی از اهداف بلند مسلمین و به خصوص برای شیعیان تبدیل شده بود و همیشه مظلومین منتظر خروج مهدی امت بودند تا با آمدن او ریشه ظلم و فساد را از بین ببرند. اما این انتظار شدید به خاطر عدم درك صحیح از حقیقت مهدودیت و شان والای این رهبر جهانی موجب شد كه مردمان به كمترین كوششی در رفع ظلم و جور به عنوان ظهور اندیشه مهدودیت بنگرند. ولی علاوه بر این عامل، زمینه تطبیق نادرست مهدویت در فرقه كیسانیه وجود داشت زیرا ابو القاسم محمد بن علی بن ابی طالب همنام و هم كنیه با پیامبر اكرم است و از طرفی مهدی موعود كه زمین را از عدل و داد لبریز می‌كند هم نام و هم كنیه با پیامبر (ص) است و از سویی قیام كنندگان با مختار كه منشا تشكیل این فرقه می‌باشند به نام او بیعت كرده و به پیروزی نسبی دست یافته بودند و تمام این زمینه‌ها در جدا شدن طرفدارانشان از امامیه به عنوان فرقه مستقل كمك می‌كرد بطوریكه به محمد بن علی به نام مهدی سلام می‌كردند؛ و او از ایشان خواسته بود كه به نام محمد بر او سلام كنند.[20] در واقع اولین فرقه جدا شده از امامیه به خاطر عكس العمل انقلابی و سیاسی شیعیان در برابر بنی‌امیه بوده كه به خاطر نا آشنایی با فرهنگ عمیق مهدودیت، جو خفقان و عدم تحلیل صحیح آن انقلاب، عده‌ای به انحراف كشیده شدند و به فرقه‌ای مستقل در برابر امامیه از شیعه نمایان شدند.[21]
عكس العمل ائمه در برابر كیسانیه و رهبران آن
اهل بیت به شخصیت محمد بن حنفیه و مختار احترام قائلند و محمد بن حنفیه از فرماندهان لشگر علی (ع) و تابع امام حسن و امام حسین بوده است و در بنی‌هاشم او در حد ابن عباس محترم و موثر بود. چنانچه امام سجاد و امام صادق در مورد مختار دعا و طلب رحمت نمودند.[22] ولی در مورد باطل بودن این عقیده كه قائل به امامت محمد بن حنفیه به طور آشكار بیان دارند[23] و حتی امام زین العابدین با محمد بن الحنفیه در كنار حجر الاسود به اعجاز الهی ثابت كرد كه، محمد امام نیست[24] و هرگز با این عقیده مماشات و تساهل نشده است و امامت و رهبری به طور آشكار معرفی شده است. بطوری كه این انحراف با شكست روبرو شد و به مرور زمان منقرض گشت و امروزه جز نامی از ایشان در كتب یافت نمی‌شود.
انشعابات حزبی در فرقه كیسانیه
ابو منصور بغدادی در كتاب الفرق بین الفرق واشعری در مقالات الاسلامیین انشعابات این فرقه را یازده مورد می‌دانند[25] كه، بیشتر آنها فرقی است كه به لحاظ جدایی رهبر خویش از فرقه دیگر جدا شده‌اند و عمده ایشان دو گروه‌اند.
1. كسانی كه قائل‌ به زنده بودن محمد بن حنفیه هستند كه به ایشان كربیه می‌گویند زیرا اصحاب ابی كرب الضریر می‌باشند.
2. كسانی كه قائلند او فوت كرده است و در امام بعدی اختلاف كرده‌اند.
بعضی قائلند امام بعدی ابوهاشم عبدالله بن محمد بن حنفیه است و عده‌ای قائلند امام بعدی علی بن الحسین زین العابدین (ع) است.
گروه اول در امام بعد از ابوهاشم اختلاف دارند كه عده‌ای امام بعدی را حسن بن محمد و عده‌ای محمد بن علی بن عبدالله بن العباس و عده‌ای عبدالله بن عمرو و عده‌ای بیان بن سمعان و عده‌ای علی بن الحسین زین العابدین (ع) را امام بعد از ابوهاشم می‌دانند.


[1] . آل عمران، 19 – به تاكید فقط دین نزد خداوند، اسلام است.
[2] . آل عمران، 85 – و كسی كه غیر از اسلام دینی اختیار كند هرگز از او پذیرفته نمی‌شود و او در آخرت از زیانكاران است.
[3] . مائده، 3- امروز دین شمارا به كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و راضی شدم كه اسلام برای شما دین باشد.
[4] . علامه مجلسی محمد باقر، بحارالانوار، بیروت – لبنان، موسسة الوفا، 110 جلد، 1404 ه. ق، ج 7 ص 178 باب 8
[5] . علامه مجلسی محمد باقر، بحارالانوار، بیروت – لبنان، موسسة الوفا، 110 جلد، 1404 ه. ق، ج 35 ص 341 باب 13.
[6] . نصر بن مزاحم بن سیار المنقری، وقعة صفین، یك جلد، انتشارات كتابخانه آیة الله مرعشی، قم، 1403 ه.ق، ص 249 و محمد بن عمر كشی، رجال كشی، یك جلد، انتشارات دانشگاه مشهد، 1348 ه. ش، ص 28.
[7]- عبذالقاهر بن طاهر بن محمد البغدادی ابو منصور، الفرق بین الفرق و بیان الفرقة الناجیة، بیروت، دار الآفاق الجدیده 1977، الطبعة الثانیة، ص 27 الی ص 37.
[8]- محمد بن عمركشی، رجال كشی، یك جلد، انتشارات دانشگاه مشهد، 1348 ه. ش، ص 28.
[9]- شیخ مفید، الفصول المختاره، یك جلد، انتشارات كنگره جهانی شیخ مفید، قم، 1413 ه.ق، ص 296.
[10]- محمد بن عمركشی، رجال كشی، یك جلد، انتشارات دانشگاه مشهد، 1348 ه. ش، ص 28.
[11]- شیخ مفید، الفصول المختاره، یك جلد، انتشارات كنگره جهانی شیخ مفید، قم، 1413 ه.ق، ص 296.
[12] . شیخ مفید، الارشاد، 2 جلد در یك مجلد، انتشارات كنگره جهانی شیخ مفید، قم، 1413 ه. ق، ج 1، ص 324.
[13] . شیخ طوسی، الامالی، یك جلد، انتشارات دار الثقافه، قم، 1414 ه. ق، ص 240.
[14] . همان ص 240.
[15] . ابن داود حلی، رجال ابن داود، یك جلد، انتشارات دانشگاه تهران، 1383 ه. ق، ص 514 و محمد بن عمر كشی، رجال كشی، یك جلد، انتشارات دانشگاه مشهد، 1348 ه.ش، ص 128.
[16] . شیخ طوسی، الامالی، یك جلد، انتشارات دار الثقافه، قم، 1414 ه. ق، ص 240.
[17] . شیخ طوسی، الامالی، یك جلد، انتشارات دار الثقافه، قم، 1414 ه. ق، ص242.
[18] . علامه مجلسی محمد باقر، بحارالانوار، بیروت – لبنان، موسسة الوفا، 110 جلد، 1404 ه. ق، ج 45، ص 336.
[19] . محمد بن عمر كشی، رجال كشی، یك جلد، انتشارات دانشگاه مشهد، 1348 ه.ش، ص 128.
[20] . ابن حجر العسقلانی، تهذیب التهذیب، دارالفكر، 12 مجلد، الطبعةالاولی، 1404 ه.ق، ج 9، ص 316.
[21] . شیخ مفید، الفصول المختاره، یك جلد، انتشارات كنگره جهانی شیخ مفید، قم، 1413 ه. ق، ص 296.
[22] . ابن دلود حلی، رجال ابن داود، یك جلد، انتشارات دانشگاه تهران، 1383 ه. ق، ص 513 و علامه حلی، رجال العلامه الحلی، یك جلد، دار الذخائر، قم، 1411 ه. ق، ص 168 و 169.
[23] . ثقة الاسلام كلینی، الكافی، 8 جلد، دارالكتب الاسلامیه، تهران، 1365 ه. ش، ج 1 ص 291.
[24] . ثقة الاسلام كلینی، الكافی، 8 جلد، دارالكتب الاسلامیه، تهران، 1365 ه. ش، ج 1 ص 348.
[25] . ابو منصور بغدادی، الفرق بین الفرقدار الافاق الجدیده بیروت الطبعه الثانیه، 1977، ص 30.

 

از:نویسنده : سید حسین میرنور الهی

http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=32831




طبقه بندی: مقالات فرهنگ و تمدن اسلامی،
[ جمعه 27 اردیبهشت 1392 ] [ 08:34 ب.ظ ] [ حامد محمدی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام بر دوستان عزیز
وبلاگ حاضر را مسلم احمدی و حامد محمدی راه اندازی نموده و مدیریت می نمایند تا گامی موثر در تامین نیازهای علمی دانشجویان رشته تاریخ و تمدن ملل اسلامی باشد.لازم به توضیح است که این وبلاگ علاوه بر مسائل علمی، به مسائل شخصی و رویدادهایی که نویسندگان ضرورت ببینند می پردازد.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :