تبلیغات
فارغ التحصیلان تاریخ و تمدن ملل اسلامی

فارغ التحصیلان تاریخ و تمدن ملل اسلامی
دانشگاه تهران - دانشکده الهیات و معارف اسلامی
نظر سنجی
نظرتان در مورد وبلاگ چیست؟





دکتر محمدعلی کاظم بیکی، در نشستی با عنوان «رونمایی از کتاب اخبار ولاة خراسان» گفت: خوشبختانه ایران از لحاظ تاریخ‌نگاری بسیار قوی است، اروپا باید خواب تاریخ‌نگاری اسلامی را ببیند.


این پژوهشگر در هشتاد و چهارمین نشست این مرکز که روز چهارشنبه 2 آذر ماه در مجتمع باغ زیبا برگزار شد، افزود: از دوستان عزیزم که زحمت کشیدند و کتاب را نگاه کردند و از آقای دکتر ایرانی و دوستانشان که این سنت را گذاشتند که کتابها پس از انتشار مورد بررسی قرار گیرد، تشکر می کنم، از اینکه تعدادی از دانشجویان ما اینجا هستند، خیلی خوشحالم. از این بابت که کسی که به آنها درس می دهد، هم می تواند اشتباه کند و باید صحبت های او بررسی شود. هیچ کسی نباید در برابر نظریات و صحبت هایی که گفته می شود، تسلیم شود.

سال ها پیش من یک مونوگراف تحت عنوان قدرت های بزرگ و دریاچه شاهی؛ که موضوع آن کتاب کشتیرانی در دریاچه ارومیه است- ‌که البته الان متأسفانه سالبه به انتفاء موضوع است!‌ ـ ظاهراً اقلاً یک کتاب درباره دریاچه ارومیه نوشتم و به مردم آذربایجان تقدیم کردم. بعد از مدتی یک مقاله مفصلی در ارتباط با راه گیلان نوشتم، فکر کردند من گیلانی هستم. خب، من یک کتاب نوشتم، شدم ترک، هموطنان آذری ما را از خودشان دانستند، یک مقاله نوشتم، هموطنان گیلانی ما این کار را کردند، من امیدوارم که هموطنان خراسانی ما هم این افتخار را به من بدهند که من را از خودشان بدانند، چرا که همه جای ایران، سرای من است.

استاد دانشگاه تهران ادامه داد: این کتاب مشکلات زیادی دارد که من می دانم و خدا و هیچ کس خبر ندارد؛ آن به جای خود. این کتاب همانطور که عنایت فرموده و گفتید، چند بخش است. برخی روی بخش اول تمرکز پیدا می کنند، برخی روی بخش دوم. من قبل از اینکه نکاتی را در ارتباط با صحبت های دوستان بگویم، می خواهم توجه دانشجویان خودم را جلب کنم و آن این است که تاریخ نگاری ایران درست است که در دوره اسلامی می نویسند، دینوری، ابن قتیبه، طبری و ...، ولی همه اینها جزء تاریخ نگاری عراق حساب می شود، چه ما دوست داشته باشیم چه نه، در حوزه عراق است و اسامی اینها ایرانی است، اما کسانی که در تاریخ نگاری کار کردند، اینها را جزء مکتب عراق و حوزه عراق محسوب می کنند. من در این مقدمه یک صحبت اساسی دارم و آن این که تاریخ نگاری ایران و تاریخ نگاری محلی ایران، لزوماً تابع عراق نیست، این خودش برآمده، رشد کرده و مسیرش جداست.
در مسیرش مشابهت وجود دارد که این شباهت به خاطر منابع است، یعنی خود عراقی هم آمدند و از منابع خراسانی استفاده کردند، اگر مطلب مشابه است، از این بابت است، نه اینکه خراسانی ها رفته باشند، مطالب عراقی ها را گرفته باشند و از روی آن رونویسی کرده باشند. به زبان دیگر تاریخ نگاری محلی ایران آن گونه که شایسته و بایسته هست، مورد توجه قرار نگرفته و نکته بعدی که دوست دارم روی آن تاکید کنم، این که همانطور که در اقتصاد، اقتصاد کلان و خرد داریم و معمولاً هم به هم نمی خورد، در مورد تاریخ نگاری ما هم، همین است، تاریخ نگاری کلان ما که تاریخ های عمومی هست یا تاریخ های اختصاصی و دودمانی ما می بینیم که با تواریخ محلی ما همخوانی ندارد و متأسفانه تواریخ محلی متقدم ما هیچ وقت مورد توجه قرار نمی گیرد، آن طور که فرمودند آقای دکتر که 18-17 تا مانده، ما همه از آنجا شروع می کنیم، یک فاصله 4 قرنی که کار تولید شده را کسی سراغش نرفته، چون به دست ما نرسیده، بنابراین ما مراحل تکامل یافته این تواریخ محلی ابن اسفندیار و فارس نامه و تاریخ قم و ... را می بینیم، حالا؛ قرعه فال به نام من دیوانه زدند!! این وسط کسی پیدا شده و رفته به آن قسمت اول که همه از کنارش می گذرند و کتابهای موجود را می گیرند و راجع به آن کار می کنند، توجه کرده است. دانشجویان به آن قسمت از تاریخ نگاری معطوف و توجه بیشتری داشته باشند تا بتوانیم با مراحلی که این فن در ایران تکامل پیدا کرده، بهتر آشنا شویم.

وی با تأکید بر این مهم که خوشبختانه، ایران از لحاظ تاریخ نگاری بسیار قوی است، گفت: اروپا باید خواب تاریخ نگاری اسلامی را ببیند؛ ندارند که ندارند. چیزی که کلیسا نوشت؛ این تنوع در آن وجود ندارد، خودشان هم می دانند، در کتاب های طبقات، کتاب هایی که مربوط به علمای شهرهاست، به این صورت ندارد، پس ما یک زمینه ای داریم برای پژوهش که امیدوارم دانشجویان این راه را بهتر از من طی کنند، اما در مورد کتابی که دوستان به درستی اشاره کردند که اشکال دارد و من می پذیرم، چرا که اگر قرار بود اشکال نداشته باشد، کار بشری نبود! نفر بعدی باید این را تکمیل کند، قرار نیست همه کار را من بکنم، این همه دوستان هستند که می توانند انجامش دهند.
اما این که چرا از دو یا سه سلاّمی من صحبت می کنم، اگر ملاک تصریح اسم باشد که ما این تصریح را در منابع می بینیم. اگر بحث اعتبار منابعی باشد که این اسامی در آن تصریح شده، من فکر نمی کنم کسی بتواند بگوید، کدام یک اعتبارش بیشتر از آن یکی است. اگر سیصد هجری را صحبت می کنیم که علی بن زید بیهقی می گوید که این فوت کرد، که مرحوم قزوینی می گوید نه، من نسخ متقدم تر را چه کار کنم، ابن ساعی هم می گوید 300!! پس یک تصحیف نیست که در نسخ متاخر صورت گرفته باشد، روی نسخه های متقدم هم این عدد به همین صورت استو برای همین ما گمانه خودمان را برای ورود در بحث تغییر دادیم، ابوالعباس که آقای دکتر موسوی فرمودند یا سلامی سوم و آقای بهرامیان آخرین صحبتشان راجع او بود، من نگفتم که او تمام کتاب را نوشته، گفتم تلخیص کرده، دوستان یک نکته را باید توجه کنند؛ اصحاب حدیث چه سلیقه شان را دوست داشته باشیم یا نه، آیا انعطاف پذیر بودند یا نه، به آن کاری نداریم، اما یک چیز واضح است، یک اصولی داشتند و به آن اصول بایستی پایبند باشند. نمی بایستی کاری کنند که وثاقتشان زیر سئوال برود، چون اگر می رفت، تمام زحماتی که در طول دهه ها و عمرشان کشیده بودند، از بین می رفت. اینها می بایست اصول را رعایت کنند، وقتی می گویند: «حافظ» حافظ به کسی می گویند که اهل حدیث هست، حالا چرا اسم را نمی آورد؛ یک احتمال همین است که آقای بهرامیان فرمودند که فِرَق می تواند باشد، یک بحث دیگر هم هست و اینکه او در خراسان نبود، چون پدرش در خراسان نبود، ما می دانیم که آمده ری، اما اینکه برگشته خراسان یا نه نمی دانیم. شواهد هم حاکی از این است که پدرش در ری فوت کرده، آنچه که ما موجود داریم از کتاب ابوالعباس همه مربوط به دوران متقدم حضور عربها و مسلمین در خراسان است، نه دوران متاخر، دوران طاهریان، دوران سامانیان، بحث بر سر این است. یعنی اطلاعاتی است که اهل حدیث دوست دارد برای سر چشمه های حدیث جمع کند در منطقه، پس آمده و آن بخش از کتاب را که مربوط به شغل و تخصص خودش هست، خلاصه کرده و ما مستخرجاتی که ارائه کردیم از همان دوران و همان شخص است. این آقا قرن 3 و 4 وارد نشده، مال قرن اول هجری را نقل می کند، من نمی گویم ابوالعباس تمام کتاب سلامی- حالا دو نفر باشند یا یک نفر کاری ندارم- اما یک بخش را خلاصه کرد که من اشاره کردم، ولی آیا آن گونه که من گمان می کنم، 2شخص هستند که نوشتند یا یک شخص نوشته، نکته اساسی که اینجا وجود دارد، همین ابن خلکان این کتاب را داشته و زیاد از آن نقل کرده، ولی جالب است که دوره سامانیان از این نقل نمی کند، این کتاب را دارد، یعنی حدود 40 سال آن مال سامانیان است، پس چرا نقل نمی کند؟! نسخه اش ناقص بوده یا از جایی کپی کرده؟ سئوال این است!

دکتر کاظم بیکی درباب این که چرا این شیوه را انتخاب کرده، گفت: من یک جایی اشاره تصریح دارم، دلایل دیگری هم برای این شیوه داریم و آن این که در آن مشروحی که من استفاده کردم از خوارزمی، و به ویژه کرمانی، به ترتیب مطالبی را که دارد از سامانیان نقل می کند و جلو می آید، پیداست که کتاب جلویش بوده و از کتاب دارد نقل می کند. خب یک شاهد اولیه آنجا داریم که می گوید؛ فصل مربوط به عمرو بن عاص و یک شاهد دیگر داریم که عملاً این کار را می کند، از طرف دیگر، همه می دانیم که گردیزی در زین الاخبار خود از این کتاب به مقدار زیادی استفاده کرده، او از کجا الگو گرفته و مطالبش را تنظیم کرده؟ من این شواهد را وقتی کنار هم می گذارم، نتیجه می گیرم، اصلاً جور دیگر هم نمی توانست تنظیم بکند، چون بحث او ولات است، والیان تک تک می آیند و می روند، پشت سر هم می آیند و می روند، با همدیگر که نیستند، همزمان که نیستند، سالشمار هم که نیست، اخبار هم که هست، با توجه به شواهدی هم که من گفتم خیلی عادی است که اطلاعات افراد را ذیل اسمشان بگنجانم. اما اشکال بسیار درستی آقای دکتر موسوی گرفتند که روایاتی هست، 7 سطر، 8 سطر نویسنده از خود می گوید و در سطر 9 صحبت از سلامی می کند، بله مثلاً«بر خلاف من سلامی این گونه می گوید و یا بر خلاف من، سلامی اینگونه آورده است.»
در دستنوشته ای که من دارم، آن قسمتی که حرف از سلامی شروع می شود، Bold/سیاه شده است، بله؛ تمامی نقل قول مستقیم است، بخشی را نویسنده می گوید و بخشی حرف سلامی است، آنجا Bold شده، چون من نمی توانستم اول گیومه را نگذارم و بعد از آنجا که حرف سلامی است، گیومه بگذارم. این مطلب شاهد و دلیلی است بر حرف قبلش، چاره ای جز این نبود که Bold شود که متأسفانه در صفحه آرایی کتاب تغییر داده شده است. به هرحال یک چیز واضح است و آن اینکه، تلاشی که من کردم تلاش یک روز و دو روز نبوده، سالها وقت من را گرفت- از این جهت این را گفتم که آقایان پیشنهاد می کنند که این کارها باید انجام شود و دانشجویان بدانند که این کار، کار صبورانه ای است و در طول زمان این فیش ها گرد آوری می شود، با این CD ها و امثالهم همچنین کارهایی، نمی شود کرد.
وی در ادامه افزود: در مورد اینکه بخشهایی از گردیزی و ابن اثیر را چرا طولانی آوردم، باید بی رو در وایستی بگویم جرأت نداشتم تمام حرفشان را نیاورم، چون نمی دانستم برگرفته های اینها از سلامی، کجا تمام می شود. بنابراین من همه را آوردم تا خواننده بیاید از شمّ و مهارتهای خود استفاده کند و تشخیص بدهد کجا مطلب جدا می شود. از آن طرف اگر همان طور که آقای دکتر موسوی می فرمایند که من فقط می آمدم و ارجاع می دادم که در فلان صفحه و فلان جلد ابن اثیر هست، از آن اطلاعات تکمیلی -یعنی گزارش این دوتا، یعنی آنچه گردیزی و ابن اثیر دارد- خواننده محروم می شد و هدفی که من داشتم، بر آورده نمی شد. به هرحال امیدوارم که بخشی از آن درست انجام شده باشد و کار برای پژوهشگران مفید باشد و این نشان داد شروحی که بر آثار دیگران داریم و دست نخورده است، چقدر غنی است، همیشه دنبال اسم تاریخ در کتاب ها نباشیم، بسیاری از اطلاعات تاریخی در جاهایی است که اسم تاریخ روی آن نیست. در همین شروح بر این منابع، دیباچه رودکی، پدر شعر فارسی هست و این خیلی مهم است که من دیباچه را در همین شروح پیدا کردم و متوجه شدم که این منابع دست نخورده ما چه اطلاعات عجیب و غریبی در آنها هست که متأسفانه افرادی که رشته تاریخ دارند به آن مراجعه نمی کنند، حتی بحث های زبانشناسی لغات هم بی نظیر بود.

در پایان، دکتر کاظم بیکی آمادگی خود را برای پاسخگویی به سئوالات اعلام کرد که طیّ آن استاد تسبیحی گفت: خوشحال شدم که سخنان ارزنده دوستان را و مقایسه خراسانی ها و طبرستانی ها را شنیدم، اما بخشی در این متون قدیم که تحقیق می شود، تاریخ و بالاخره آثاری از آن زمان نشان داده می شود. چرا از الفاظ و سبک آن کتاب سخن نمی گوئید، چگونه نوشته شد ، جمله سازی چگونه بود، الفاظ و کلمات چگونه بودند، آیا در این کتاب مثلاً از کلمات احادیث و قرآن و... استفاده شده و چگونه از آثار مثلاً عربی، مثل زکات و خمس و... استفاده شده، چون اینها سبک و اعتقاد آن مردم را نشان می دهد و آشنایی های گوناگون مردم خراسان آن زمان را نشان می دهد و من نشنیدم که چنین چیزی مطرح شود، یا مثلاً فهرستی اگر هست، بفرمائید.

دکتر کاظم بیکی نیز در پاسخ گفت: به همین بحث های ادبی توجه داشته و تمامی این موارد رعایت شده، اساساً مراجع ما در اینجا ثعالبی است، دوم همین غررالسیر که این صحبت از این است که از ثعالبی نیست و... که بنده در حاشیه کتاب اشاره کرده ام، شما اگر آثار ثعالبی را بخوانید، تکرار آن زیاد است او اگر اطلاعات را کامل داشت، می توانست صد کتاب دیگر هم ارائه دهد. من به این موارد توجه داشته ام، ولی اینکه بیایم بحث مربوط به آیایت و روایات را تفکیک کنم، از این بابت متاسفانه توجه لازم را نداشتم و در فهارس هم اشاره نکردیم، ولی فراموش نکنیم این فهارس که ما در آخر کتاب می آوریم، فهرست نیست، یک سری شماره و عدد است که اگر بخواهیم توصیفی به آن بپردازیم، 2 یا 3 سالی زمان می برد تا بتوانیم استفاده کامل را ببریم. به هرحال این کاستی که فهرست ها و احادیث جا نشده، را می پذیرم و از نظر شما سپاسگزاری می کنم.




طبقه بندی: اخبار دانشجویی،
[ شنبه 5 آذر 1390 ] [ 10:52 ق.ظ ] [ حامد محمدی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام بر دوستان عزیز
وبلاگ حاضر را مسلم احمدی و حامد محمدی راه اندازی نموده و مدیریت می نمایند تا گامی موثر در تامین نیازهای علمی دانشجویان رشته تاریخ و تمدن ملل اسلامی باشد.لازم به توضیح است که این وبلاگ علاوه بر مسائل علمی، به مسائل شخصی و رویدادهایی که نویسندگان ضرورت ببینند می پردازد.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :