تبلیغات
فارغ التحصیلان تاریخ و تمدن ملل اسلامی

فارغ التحصیلان تاریخ و تمدن ملل اسلامی
دانشگاه تهران - دانشکده الهیات و معارف اسلامی
نظر سنجی
نظرتان در مورد وبلاگ چیست؟





درآمد


اهمیت تاریخ در زندگى بشر باعث شده كه همواره گروهى به تحقیق و بررسى آن بپردازند. محققان مى كوشند كه اطلاعات ذى قیمتى را از زندگى مردم در زمان هاى گذشته به دست آورند. آن ها مى خواهند از كم و كیف زندگى گذشتگان آگاه شوند و نقاط قوت و ضعف آن را بیابند و با تقویت نقاط قوت و برطرف كردن نقاط ضعف، زندگى با نشاط و سالم ترى را به نسل هاى حال و آینده ارمغان دهند و به نظر مى رسد این یكى از مهم ترین آرزوهاى هر مورخى است. لیكن مورخان و محققان در عمل با مشكلات عدیده اى روبه رو هستند كه در این جا مهم ترین آن ها فهرستوار بررسى مى شود.

1. فقدان اطلاعات كافى از زندگى گذشتگان


تاریخ دو روى دارد: یك روى آن، حوادثى است كه در تاریخ اتفاق افتاده و روى دیگر آن، حوادثى است كه از مجموع آن ها ضبط شده، و آن چه ضبط شده، نسبت به آن چه اتفاق افتاده، بسیار ناچیز است و شاید بتوان گفت كه نسبت آن، یك به هزار است و این امرى است كه مورخان بدان معترف اند.

نسوى در مقدمه سیرت جلال الدین منكبرنى كه شیوه تاریخ نگارى خود را بیان مى كند، از كثرت اتفاق وقایع در زندگى جلال الدین خوارزمشاه سخن مى گوید و مى نویسد: «كه صد سال اگر زو كنى داستان هنوز از هزاران یكى باشد آن».2

ابن اثیر نیز در مقدمه كتاب خود به این مطلب اشاره كرده است كه در هیچ تاریخى، تمام رویدادهایى كه به وقوع پیوسته و آن چه به وجود آمده، موجود نیست.3 او كه كتاب هاى تاریخى قبل از خود را جامع و كامل نمى داند و مى خواهد تاریخ كاملى كه وقایع شرق و غرب در آن باشد، بنویسد;اعتراف مى كند كه چنین امرى ممكن نیست. وى مى نویسد: نمى گویم كه همه رویدادهاى تاریخى را گرد آورده ام، چون كسى كه در موصل4 به سر مى برد ناچار، از آن چه در دورترین سرزمین هاى خاور و باختر روى مى دهد، بى خبر مى ماند، ولى مى گویم من در كتاب خود مطالبى جمع كرده ام كه در هیچ كتاب دیگرى یك جا جمع نشده است.5

ودر جاى دیگر مى نویسد:«اعتراف مى كنم كه آن چه نمى دانم بیش تر است از آن چه مى دانم».6

با توجه به امكانات موجود آن زمان، مورخان نمى توانستند آن چه را كه اتفاق مى افتاد ضبط كنند. اگر به این امر، انگیزه، تعصب، مرام ومسلك مورخان را(كه در ضبط وقایع تأثیر مهمى داشتند)اضافه كنیم، به درستى درخواهیم یافت كه چه مقدار از وقایعى كه اتفاق افتاده ضبط شده است.

 

2. مفقود و نابود شدن اسناد و مدارك جمع آورى شده توسط مورخان


یكى دیگر از مشكلات تاریخ نویسى این است كه مورخان فرصت نیافتند اسناد و مداركى را كه به مرور زمان جمع آورى كرده بودند، ثبت و ضبط كنند. بیهقى در این مورد مى نویسد: «من مى خواستم كه این تاریخ بكنم هر كجا نكته بودى در آن آویختى».7

و در جاى دیگر مى گوید:«اگر كاغذها و نسخت هاى من همه به قصد ناچیز نكرده بودندى، این تاریخ از لونى دیگر آمدى».8

اسناد و مدارك در كار مورخانِ دقیق و نكته سنج و آشنا به روش تاریخ نگارى علمى، نقش اصلى را ایفا مى كند. حال تصور كنید كه مورخى براى نوشتن حادثه اى با زحمت فراوان اسناد و مدارك آن را تهیه كرده باشد، اگر چند برگى از آن ها مفقود شود، مورخ با مشكل حادى روبه رو خواهد شد، چرا كه آن اسناد را نمى تواند با بافته هاى ذهنى خود خلق كند، ناگزیر یا باید از كار خود منصرف شود یا این كه به داستان سرایى بپردازد كه مورخان همواره از این امر اجتناب مى كردند و یا این كه با همان اسناد و مدارك ناقص، دست به تألیف بزند. واضح است كه با فقدان بعضى از مدارك، آن چه مطلوب آن ها بود، حاصل نمى شد.

 

3. مفقود شدن كتب تاریخى


یكى دیگر از مشكلات مورخان معاصر،از بین رفتن بسیارى از كتاب هاى تاریخى بر اثر عوامل طبیعى و غیر طبیعى، از قبیل حمله ها و غارت هاى مهاجمان و آتش سوزى ها است كه از بسیارى از آن ها صرفاً نامى باقى مانده و از بعضى دیگر یك یا دو مجلد باقى مانده است. مؤلف تاریخ بیهق از كتابى به نام مشارب التجارب و غوارب الغرایب9 نامى مى برد كه از تألیفات خود اوست كه وقایع بعد از تاریخ یمینى تا زمان خود را در آن ذكر كرده، ولى امروزه در اختیار ما نیست.

بنا بر قول او، تاریخ ابوالفضل بیهقى حدود سى مجلد بوده كه وى بعضى از آن ها را در كتابخانه سرخس و بعضى دیگر را در كتابخانه مدرسه خاتون مهد عراق ـ رحمهااللّه ـ نیشابور دیده است،10 ولى از آن همه مجلدات، جز یك بخش باقى نمانده است. ذبیح الله صفا در اهمیت مجلدات تاریخ بیهقى مى نویسد: «اگر همه اجزاى آن در دست مى بود ممكن بود ما را از مراجعه به بسیارى كتب دیگر مستغنى سازد و یا اطلاعات گران بهایى را كه اكنون فاقد آن هستیم،در اختیار ما نهد».11


4. تحریف كتب تاریخى


این مسئله از دید مؤلفان آن ها نیز پنهان نبود، از این رو آن ها براى حفظ آثار خود به روش هاى متعددى متوسل مى شدند، مثلاً آن را به نام سلطانى مى كردند یا این كه آن را وقف مى نمودند و باز هم به این اكتفا نمى كردند و با سوگندهاى غلاظ و شداد از نویسندگان و خوانندگان مى خواستند كه در آن دست نبرند و آن را تحریف ننمایند. براى مثال، راوندى در مقدمه راحة الصدور و آیة السرور «صد هزار لعنت به جان و خان و مان و زن و فرزندان آن كس مى فرستد كه از این كتاب حرفى یا كلمه اى حذف كند یا زیادت و نقصانى نویسد یا طعنى زند و تصرفى كند».12

 

5. آتش سوزى كتابخانه ها


آتش سوزى یكى از مصیبت هاى بزرگى است كه بسیارى از كتب ذى قیمت را به تلّى از خاكستر تبدیل كرده و مورخان بعدى را از اطلاعات آن ها محروم نموده است. كتابخانه بخارا یكى از این كتابخانه هایى است كه در سال 387 هجرى قمرى طعمه حریق شده. ابن سینا كه مدتى از این كتابخانه استفاده كرده، آن را چنین توصیف مى كند:

كتابخانه اى دیدم سخت بزرگ داراى اطاق هاى بى شمار بود و در هر اطاقى قفسه هاى فراوانى نهاده بودند و كتاب ها را درونشان مرتب و منظم چیده بودند و هر اطاقى به كتب یك فن از فنون اختصاص داشت، مثلاً اطاقى فقط مربوط به دیوان هاى شعرا بود و اطاق دیگر مربوط به كتب فقه، و هم چنین اطاق هایى بود كه به كتب علومى خاص اختصاص داده بودند. این كتابخانه داراى فهرستى بود كه آن را مطالعه كردم و آن چه احتیاج داشتم از آن فهرست برگزیدم و به مطالعه آن ها پرداختم. در این كتابخانه كتب بسیار دیدم كه اسامى آن ها را بسیارى از مردمان نشنیده اند و من خود نیز مانند آن كتاب ها را تا آن هنگام ندیده بودم. این كتابخانه گران بها تصادفاً در سال 387 هجرى قمرى طعمه حریق شد كه این حادثه را بایستى ضایعه اى بزرگ در جهان اسلام محسوب كرد، به علت این كه نسخه هاى خطى منحصر به فرد در این كتابخانه وجود داشته كه بر اثر آتش سوزى نابود شده است».13

متأسفانه خطر آتش سوزى هنوز كتابخانه هاى ما را تهدید مى كند، چنان كه در سال 1366 كتابخانه ادبیات دانشگاه اصفهان بر اثر بى احتیاطى طعمه حریق شد و هزاران جلد كتاب در شعله هاى آتش سوخت و محققان را از محتواى كتب خطى منحصر به فرد آن محروم كرد.

 

6. گزینش مطالب توسط مورخان


یكى دیگر از عواملى كه باعث شده آن چه اتفاق افتاده و دانستن آن براى نسل هاى بعدى مفید بوده، ضبط نشود، ثبت گزینشى رویدادها توسط مورخان است. آن ها با توجه به شرایط زمانه خویش، كه در آن و هدف خود از نوشتن تاریخ، حبّ و بغض نسبت به اشخاص یا وقایع و با توجه به آن چه در نظرشان مهم جلوه مى كرد; برخى حوادث را مى نگاشتند و بقیه را رها مى كردند. البته این را نمى توان به عنوان ضعف تاریخ نگارى آن ها تلقى كرد، بلكه این ناشى از فقدان شرایط و امكانات لازم بوده است. به عبارت دیگر، حیطه كار مورخان گذشته نسبت به مورخان معاصر بسیار محدودتر بوده است و ما نباید از مورخان گذشته همان انتظارى را داشته باشیم كه از مورخان معاصر داریم، چرا كه گروه اخیر از امكانات وسیع تر و شرایط بهترى برخوردارند، چنان كه بیهقى در این مورد مى نویسد:

و غرض من نه آن است كه مردم این عصر را باز نمایم. حال سلطان مسعود ـ اناراللّه برهانه ـ كه او را دیده اند و از بزرگى و شهامت در همه ادوات سیاست واقف گشته. اما غرض من آن است كه تاریخ پایه اى بنویسم و بنایى بزرگ افراشته گردانم، چنان كه ذكر آن تا آخر روزگار باقى ماند.14

با توجه به سخن بیهقى، دیگر نمى توان به او خرده گرفت كه چرا از مردم ذكرى به میان نیاورده، بلكه به مناسبت هایى از وضع مردم سخن گفته است كه بسیارى از حقایق زندگى آن ها را براى ما روشن مى سازد و حتى با نقل حكایات متعددى، سلطان ودرباریان را به عدالت نسبت به رعایا سفارش مى كند، ولى كتاب او همان طور كه خودش گفته، درباره شخصیت سلطان مسعود غزنوى و اعمال و رفتار خصوصى، سیاسى ونظامى اوست.

مؤلف كتاب قابوس نامه نیز در مقدمه كتاب خود مى نویسد:

پس آن چه از موجب طبع خویش یافتم، در هر بابى سخنى چند جمع كردم وآن چه بایسته تر بود و مختصرتر درین نامه نبشتم.15

تمام مورخان براى نوشتن تاریخ به امر گزینش مطالب متناسب با سلیقه خود، توجه خاصى داشتند كه به سبب تكرارى بودن آن ها به همین مقدار بسنده كرده واز ذكر همه آن ها خوددارى مى كنیم.

 

7. فترت تاریخ نگارى


بنا بر عوامل گوناگونى در برخى دوره ها یا تاریخى نوشته نشده یا اگر نوشته شده، چنان از نظر مطالب ضعیف است كه مورخ نمى تواند اطلاعات لازم را از آن به دست آورد. بدیهى است آگاهى از وضع این دوره ها تا حدود زیادى براى نسل هاى بعدى مبهم است و براى اطلاع از اوضاع آن دوره باید به حدس و گمان متوسل شد واز روى شواهد و قراین تا حدودى وضع آن دوره را روشن ساخت كه ممكن است با حقیقت فاصله زیادى داشته باشد.

بیهقى در مورد فترت تاریخ نگارى در قرن پنجم و ششم هجرى مى نویسد: «عهد مورخان منقرض شده است و همم بقایاى امم در مهاوى قصور و نقصان قرار گرفته».16 جرفادقانى نیز در مورد فترت تاریخ نویسى در دوره سلجوقیان مى نویسد:

ذكر محامد سلجوقیان، كه مملكت این دو پادشاه17 قطرى بود از اقطار ممالك ایشان و حكم این دو سردار قطره اى بود از دریاى سلطنت و پادشاهى ایشان، تا نه پس مدتى سپرى خواهد شد و نام ایشان از جراید خواطر محو خواهد گشت، و چون اهل فضل در ایام ایشان خطى نیافته اند و به شرح مقالات و مقامات و غزوات ایشان اعتنایى ننموده، كسى از ایشان یاد نیارد و از معالى و مساعى ایشان یادگار نماند».18 لمتون هم در این مورد مى نویسد:

شگفت این جاست كه به نظر مى رسد سلجوقیان بزرگ در خلال سردمدارى شان مورخى نداشته اند. بعدهاست كه متوجه منابعى مى شویم كه نویسندگان تواریخ سلسله اى، یك قرن بعد از آن ها به طور كلى اطلاعات بسیار كمى را در مورد آن ها جمع آورى كرده و به روى كاغذ آورده اند. ولى به هر حال به نظر ما، منابع ضرورى براى تاریخ طغرل بیك، آلب ارسلان و ملكشاه با نوعى ویژگى عمومى در تاریخ نگارى بغداد به وقوع پیوست كه بدون تغییرات عظیم عهد آل بویه هم چنان ادامه یافت.19

كلود كاهن هم كه به بررسى منابع دوره سلجوقى پرداخته، از این كه سلاجقه بزرگ طى زندگى خود هیچ مورخى را نپرورانده اند، تعجب مى كند.20

كتاب هاى مورخان گذشته، پایه و اساس كار مورخان بعد است، بنابراین، مسلماً هر گونه ضعف و سستى كه در كتب گذشتگان وجود داشته باشد، به همان اندازه محققان بعدى را در رسیدن به حقیقت دچار مشكل مى كند.

 

8. مخلوط بودن حقایق با افسانه هاست


مورخان باید با شمّ تاریخى خود، حقایق تاریخ را از جعلیات و افسانه هاى بى اساس تشخیص دهند وآن چه را كه مى تواند براى نسل هاى حال و آینده مفید باشد، نقل كنند. مورخان كه اطلاعات خود را از طریق راویان معاصر خود به طور شفاهى و یا از كتاب هایى كه در گذشته در زمینه كار ایشان نوشته شده، كسب مى كنند، باید توجه داشته باشند كه چه مقدار ازآن چه مى شنوند یا مى خوانند واقعیات تاریخى است و چه مقدار از آن ها افسانه و داستان هاى جعلى است.

مورخینى، همچون بیهقى، مسكویه و بیرونى كه به علم تاریخ و فن تاریخ نگارى اشتهار داشتند، به چنین مسائلى عنایت خاصى نموده اند. بیهقى در این مورد مى نویسد:

بیشتر مردم عامه آنند كه باطل ممتنع را دوست تر دارند، چون اخبار دیو و پرى و غول بیابان و كوه و دریا كه احمقى هنگامه سازد و گروهى همچنو گرد آیند و وى گوید: در فلان دریا جزیره یى دیدم و پانصد تن جایى فرود آمدیم در آن جزیره، و نان پختیم و دیگ ها نهادیم، چون آتش تیز شد و تبش بدان زمین رسید، از جاى برفت، نگاه كردیم ماهى بود و به فلان كوه چنین چیزها دیدم و پیرزنى جادو مردى را خر كرد و باز پیرزنى دیگر جادو گوش او را به روغنى بیندود تا مردم گشت وآن چه بدین ماند از خرافات كه خواب آرد نادانان را، چون شب برایشان خوانند و آن كسان كه سخن راست خواهند تا باور دارند ایشان را از دانایان شمرند و سخت اندك است عدد ایشان نیكو فرا ستانند و سخن زشت را بیندازند.21

وى باتوجه به مطالب یاد شده مى كوشد كه اعتماد خوانندگان كتاب خود را به آن چه نقل كرده، جلب نماید و بنابراین مى گوید:

من كه این تاریخ پیش گرفته ام التزام این قدر بكرده ام تاآن چه نویسم یا از معاینه من است یا از سماع درست از مردى ثقه.22

بیهقى در این زمینه كارهاى ابوریحان بیرونى را الگوى خود قرار داده است. مسكویه نیز از متد و روش خاصى در تاریخ نگارى پیروى مى كرد واز نقل هرمطلبى كه به دست وى مى رسید یا مى شنید، احتراز مى كرد و تا صحت و سقم آن برایش معلوم نمى شد و آن را براى آیندگان مفید نمى دانست، نقل نمى كرد. وى در این مورد مى نویسد:

لیك، این گونه گزارش ها را آمیخته با گزارش هایى دیدم افسانه مانند، یا چون مثل ها كه در آن ها سودى جز خواب آوردن، یا سرگرم شدن به تازگى پاره اى از آن ها نباشد، آمیخته بدان سان كه گزارش هاى درست در میان افسانه ها تباه شدند یا پراكنده گشتند، چنان كه دیگر سودى نبخشند و شنونده یا خواننده، پیوندى در میان شان نبیند، بلكه هنوز همتاشان روى نداده، نكته شان فراموش شود، و پیش از آن كه تكرار همانندشان، در یاد نگاهشان دارد، از یاد بروند، یا ذهن تنها به شیوه گزارش آن ها سرگرم بماند، بى آن كه از آن ها سودى برد، از این روى، این كتاب را گرد آورده ام.23

مشكلاتى كه در این مختصر بدان اشاره شد، واقعیاتى است كه در آثار گذشتگان وجود دارد و نمى توان آن را انكار نمود. بنابراین، مورخان معاصر براى دست یافتن به حقایق زندگى گذشتگان، علاوه بر كتاب هاى، تاریخى و بناها و آثارى كه هر كدام گویاى بخشى از زندگى گذشتگان هستند، باید به علمى هم مجهز شوند و دانشى را فرا گیرند كه در تاریخ به اجتهاد برسند، چنان كه بتوانند نانوشته هاى تاریخ را در ذهن خود با معیارهاى علمى خلق كنند و براى نسل حال و آینده بنویسند. میزان صحت این گونه مطالب بستگى تام به تبحر و سبك و روش نویسنده آن دارد. منابع موجود نمى تواند همه جوانب زندگى گذشتگان را براى ما روشن سازد. در واقع، این منابع نقطه شروعى هستند كه مورخان و محققان معاصر باید از آن آغاز كنند و حتى اگر مى خواهند چیزى را استنباط كنند، باید بر مبناى نوشته هاى گذشتگان باشد. براى نمونه، اگر بخواهند از مشاغل دوره اى اطلاع پیدا كنند كه در منابع آن دوره از آن ها یاد نشده است، با كمى دقت در همان منابع به بسیارى از آن ها پى خواهند برد. مثلاً وقتى كه مورخى كاخ سلطانى را توصیف مى كند، مى توان از توصیف وى به بعضى از مشاغل زمان او، از قبیل بنّا، گچ كار، خشت مال، آجرپز، سنگ تراش، معمار و ده ها شغل دیگر پى برد. همین طور هنگامى هم كه از مجلس شراب و میهمانى سلطانى صحبت مى كند، بسیارى دیگر از مشاغل آن دوره براى ما معلوم مى شود. بنابراین، مسئولیت سنگین بر دوش صاحب نظران و گروه هاى تاریخ است كه دانشجویان تاریخ را به مرحله اى از علم و دانش برسانند كه بتوانند با توجه به توانایى خود، كاستى هاى منابع تاریخى را تا حدودى جبران كنند و در غیر این صورت، ما نباید از تاریخ انتظار داشته باشیم كه رسالت خود(یعنى روشنگرى براى نسل حال و آینده) را به خوبى ایفا كند.

 

منبع:

1. دكترى تاریخ ایران.

2. زیدرى نسوى، سیرت جلال الدین منكبرنى، به كوشش مجتبى مینوى (شركت انتشارات علمى وفرهنگى) ص 5.

3. ابن اثیر، تاریخ بزرگ اسلام وایران، ترجمه ابوالقاسم حالت (موسسه مطبوعاتى على اكبر علمى) ج 1، ص 131.

4. موصل، محل اقامت ابن اثیر بوده است.

5. ابن اثیر، پیشین، ج1، ص 133ـ134.

6. همان، ص 138.

7. خواجه ابوالفضل محمدبن حسین بیهقى: تاریخ بیهقى به كوشش غنى و فیاض، (انتشارات خواجو) ص 332.

8. همان، ص 288.

9. ابوالحسن على بن زید بیهقى، تاریخ بیهق، به كوشش بهمنیار (چاپ دوم: چاپخانه اسلامیه) ص 20.

10 . همان.

11. ذبیح الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران (انتشارات فردوسى) ج 2، ص 891.

12. راوندى، راحة الصدور و آیة السرور، به كوشش محمد اقبال (موسسه انتشارات امیر كبیر) ص 64ـ65.

13. عزیز اللّه بیات، شناسایى منابع و مآخذ تاریخ ایران (تهران انتشارات امیر كبیر، 1363) ج1، ص 78; گوهر، حجت الحق ابوعلى سینا، ص317 و ریچارد فراى، بخارا، ص 153.

14. همان، ص 96.

15. عنصر المعالى، كیكاووس بن اسكندر; قابوس نامه، به كوشش غلامحسین یوسفى (شركت انتشارات علمى وفرهنگى) ص 14.

16. همان، ص 4.

17. مراد، غزنویان وآل بویه است.

18. ابوالشرف ناصح بن ظفر جرفادقانى، ترجمه تاریخ یمینى، به كوشش دكتر جعفر شعار، (بنكاه ترجمه و نشر كتاب) ص 9.

19. لمتون، تاریخ نگارى در ایران، به كوشش یعقوب آژند، ص 29.

20. كلود كاهن، «بررسى منابع تاریخى مربوط به دوره سلجوقى»، مجله سخن، دوره 23، اسفند ماه 1352، ص 277.

21. بیهقى، تاریخ بیهقى، پیشین، ص 667-666.

22. همان، ص 667.

23. ابن مسكویه، تجارب الأمم (تهران، سروش، 1379) ج 1، ص 49.

از:/www.parsidoc.com




طبقه بندی: مقالات فرهنگ و تمدن اسلامی،
[ دوشنبه 29 آذر 1389 ] [ 08:36 ق.ظ ] [ حامد محمدی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام بر دوستان عزیز
وبلاگ حاضر را مسلم احمدی و حامد محمدی راه اندازی نموده و مدیریت می نمایند تا گامی موثر در تامین نیازهای علمی دانشجویان رشته تاریخ و تمدن ملل اسلامی باشد.لازم به توضیح است که این وبلاگ علاوه بر مسائل علمی، به مسائل شخصی و رویدادهایی که نویسندگان ضرورت ببینند می پردازد.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :