تبلیغات
فارغ التحصیلان تاریخ و تمدن ملل اسلامی

فارغ التحصیلان تاریخ و تمدن ملل اسلامی
دانشگاه تهران - دانشکده الهیات و معارف اسلامی
نظر سنجی
نظرتان در مورد وبلاگ چیست؟





افول هر حكومت و تمدنی عللی دارد و غروب آفتاب حكومت و تمدن بزرگ اسلامی در اندلس نیز از این قانون مستثنی نیست. مهمترین آسیبی كه گریبان گیر حكومت مسلمین در اندلس شد و فرجام ناخوشی را برای آن رقم زد، تفرقه و فساد اخلاقی بود و این نكته ای است بسیار حایز اهمیت كه برابر آموزه های دینی، باید از آن عبرت گرفت. تاریخ، آموزگاری ارزشمند است. از این رو، خداوند در قرآن كریم، فراوان از تاریخ گذشتگان (اعم از خوبان و بدان) برای عبرت آموزی و هدایت بندگان سخن به میان آورده و سفارش نموده است: «قد خلت من قبلكم سنن فسیروا فی الارض فانظروا كیف كان عاقبة المكذبین ؛ پیش از شما، سنتهایی وجود داشت، (و هر قوم، طبق اعمال و صفات خود، سرنوشت هایی داشتند كه شما نیز همانند آن را دارید) پس در روی زمین گردش كنید و ببینید سرانجام تكذیب كنندگان (آیات خدا) چگونه بود» (آل عمران/137).

خوشا به سعادت مردمی كه از تاریخ گذشتگان آگاه گردند و عبرت بیاموزند كه تاریخ درسهای بسیار و گران سنگی دارد. اما افسوس كه به فرموده امیر مؤمنان: «ما اكثر العبر و اقل الاعتبار؛ چه بسیارند عبرتها و چه اندك است، عبرت گرفتن» (حکمت 297 نهج البلاغه).
در سال 92 هجری قمری، موسی بن نصیر (حاكم شمال آفریقا) با تهیه مقدمات لازم، لشكری هفت هزار نفری را به فرماندهی طارق بن زیاد مهیای فتح شبه جزیره ایبری (Iberia) كرد. پس از به دست آوردن پیروزیهایی چند، موسی بن نصیر نیز با نیروی كمكی وارد شبه جزیره شد و طی مدت كوتاهی، تمام شبه جزیره ایبری (اسپانیا و پرتقال) به دست مسلمانان فتح گردید، حتی آنها از سلسله جبال پیرنه گذشتند و به خاك فرانسه رسیدند و حكومت اسلامی اندلس را در شبه جزیره برقرار كردند كه تا سال 897 هجری قمری ادامه یافت.

شكوه تمدن اسلامی در اندلس
از آنجا كه اسلام، دین دانش، تفكر و تعقل است، هر كجا كه قدم گذاشت، نور دانش در آنجا درخشید. اندلس نیز یكی از كشورهایی بود كه با تابیدن نور اسلام بر دلهای مردمش، از میان آنها اندیشمندان بزرگی برخاستند كه سهمی به سزا در تمدن اسلامی بلكه بشری ایفا كردند و دستاوردهای شگرفی را به جهان علم عرضه نمودند.
"لاین پل " مستشرق انگلیسی می نویسد: «اسپانیا هشت قرن در دست مسلمانان بود و نور تمدن آن، اروپا را نورانی ساخته بود. .. علوم و ادب و صنعت فقط در همین سرزمین اروپایی رونق داشت و از همین رهگذر بود كه علوم ریاضی، فلكی، گیاه شناسی، تاریخ، فلسفه و قانونگذاری فقط در اسپانیای اسلامی تكمیل شده و نتیجه داده بود».
جالب است كه بدانیم این تحول و پیشرفت در اندلس زمانی بود كه اروپا گرفتار دوره ركود علمی قرون وسطی بود. دكتر «مارتینز مونتابث » مستشرق اسپانیایی می گوید: «اگر حاكمیت هشت قرنه اسلام بر اسپانیا نبود، هرگز این كشور وارد گردونه تاریخ تمدن نمی شد. این دوره در حالی كه اروپای همسایه، اسیر تیرگی جهل و عقب ماندگی بود، روشنایی خرد و فرهنگ را به آنجا منتقل كرد».

با ایجاد مدارس رایگان، همگانی كردن آموزش و ترویج فرهنگ علم دوستی و دانش پژوهی در اندلس، بزرگانی در میدان علم و اختراع قدم نهادند و تازه هایی را به بشریت و جهان علم عرضه كردند. در پزشكی با ظهور افرادی چون علی بن عباس، زهراوی، باهلی، ابن زهر، و. .. بدان پایه از تخصص علمی رسیدند كه جراحی های دقیق چشم را انجام می دادند.
پرفسور "دالماس" استاد بیماریهای زنان دانشكده پزشكی «مونته پلیه » اعتراف می كند: «تمدن مسلمانان منحصر به فن معماری و نقش و نگار ساختمان ها و مساجد پرشكوه نیست، بلكه شامل بسیاری از علوم و معارفی می شود كه اساس علوم جدید به خصوص علوم گیاه شناسی و پزشكی است». در فلسفه و عرفان با بزرگانی نظیر ابن باجه، ابن رشد، ابن طفیل و ابن عربی، آثار ارزشمندی را از خود به میراث گذاشتند. ابن فرناس، زرقالی، مجریطی، ابن صغار قرطبی، بتروجی و. .. در ریاضیات، هیئت، نجوم و شیمی، گامهای بسیار بلندی برداشتند و مؤفقیتهای بزرگی را كسب كردند.

مسلمانان اندلس در سایه دانش پژوهی و علم دوستی در اسلام، بدان پایه از پیشرفت در رشته های مختلف علمی، صنعت، كشاورزی، شهرسازی و زیباسازی شهرها رسیدند كه "جان دراپر" (Jhon w.Draper ) در «تاریخ پیشرفت فكر در اروپا» پس از توصیف شهر سازی و زیبا سازی شهر قرطبه (پایتخت اندلس) می نویسد: «هفتصد سال بعد از این تاریخ (زمانی كه قرطبه چنین شكوهی داشت) هم حتی یك چراغ در راههای عمومی لندن و پاریس وجود نداشت و قرن ها پس از این تاریخ، افراد پیاده در شهر لندن و پاریس در روزهای بارانی تا قوزك پا در گل فرو می رفتند».
مهندسان مسلمان در معماری به قله های رفیع این دانش دست یافتند و چنان آثار ماندگاری را از خود به جای گذاشتند كه امروزه بیش از 45 میلیون نفر جهانگرد سالانه از این آثار بازدید می كنند.

یكی از این آثار كه مسجد جامع شهر قرطبه است، از شاهكارهای معماری است. مسجدی با 4868 متر مربع فضای سرپوشیده و باز، 1293 ستون كه گاه ارتفاع آن به 9 متر می رسد، ولی قطر آن 25 سانتیمتر است، در حالی كه در همان زمان ماهرترین مهندسان برای پیشگیری از سقوط احتمالی چنین سقفهای بلندی، قطر پایه های سنگی ساختمان را كمتر از چهار متر قرار نمی دادند. هر مسلمان بیدار دلی، با نیم نگاهی به تمدن پر شكوه اندلس، از خود می پرسد: چرا اندلس از اوج قدرت، عظمت و شكوه به حضیض ذلت و خواری كشیده شد و به خاك سیاه نشست. علت آن را در كجا باید جستجو كرد؟ آیا گردش روزگار چنین است یا نتیجه اعمال؟

علت شکست حكومت اسلامی دراندلس
از جستجو در متون تاریخی می توان دو عامل را به عنوان آسیب های جدی و اساسی حكومت اسلامی اندلس برشمرد كه به ترتیب اهمیت عبارت است از:
1- اختلاف و تفرقه:
یكی از اركان مهم ثبات، امنیت و پیشرفت هر جامعه ای، وحدت است. در طول تاریخ، مردمی بر مشكلات و گرفتاریها فایق آمدند كه بر محور اتحاد گرد آمدند. اگر مسلمانان مؤفق شدند برق آسا شبه جزیره ایبری را فتح كنند، در سایه وحدت بود. از این رو، خداوند در قرآن كریم به این نكته اساسی در حیات جامعه دستور داده است: «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا؛ همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و متفرق نشوید» (آل عمران/103).
همان طور كه وحدت مایه ثبات، امنیت، پیشرفت و سعادت است، اختلاف و تفرقه سبب ناامنی و عقب ماندگی است. مهمترین علت شكست حكومت مسلمانان در اندلس را نیز می توان در درگیری های داخلی بین مسلمانان، بویژه حاكمان جستجو كرد. از نخستین روزهای تشكیل حكومت اسلامی در اندلس، اختلاف و دشمنی میان دو گروه از اعراب مصری و قحطانی سر بر آورد و هیچ گاه به پایان نرسید و هر گاه كه قدرت به دست یكی از آن دو می افتاد، بر دیگری ستم می كرد و گروه مقابل به كارشكنی می پرداخت.

از دیگر كارهای نادرست اعراب پس از ورود به اندلس این بود كه خود را از بربرهای شمال آفریقا (كه سهم بزرگی در فتح شبه جزیره ایبری داشتند) برتر می دیدند و نصیب خود را بیشتر می پنداشتند و آنان را به دیده حقارت می نگریستند. این نوع برخورد نیز اختلاف پر دامنه ای را در اندلس سبب شد كه در تمام مدت، كم و بیش ادامه داشت. آنگاه كه این اختلافات شعله ور می شد، چنان زبانه می كشید كه كسی را یارای نزدیك شدن به آن نبود و اگر كسی گامی برای صلح و آشتی جلو می نهاد، در آتش این دشمنی خاكستر می شد.
در یكی از این آشوبها، روزی دانشمند بزرگی در مسجد جامع شهر قرطبه، همین كه ضمن اشاره به این گونه اختلافات گفت «خدایا میان ما صلح برقرار كن »، بی درنگ كشته شد و دیگری در همان مسجد به محض این كه گفت «خدا، صلح را دوست دارد و به آن امر كرده است »، در همان دم به قتل رسید. از نتایج شوم این درگیری ها، روی آوردن دو گروه مخالف به سوی دشمن مسیحی بود (كه برای چنین روزهایی لحظه شماری می كرد) و با باج دادن به مسیحیان، از آنان علیه یكدیگر كمك می خواستند و دشمن پلید نیز با نقشه هایش، آتش جدایی را شعله ورتر می كرد.
اوج این اختلافات را باید در زمان رخ نمودن حكومتهای كوچك و مستقل در اندلس دانست كه هر دولتی برای حفظ یا توسعه قلمرو خود و چند صباحی تكیه زدن بر اریكه قدرت، با یكی از پادشاهان مسیحی علیه همسایگان مسلمانش پیمان همكاری می بست.

در طول هشت قرن حاكمیت مسلمانان بر اندلس، سه بار حكومت یكپارچه و مقتدر اسلامی بر اثر اختلافات، خود سری ها و طمع ورزی های عده ای به سستی گرایید و هر فردی بر گوشه ای از این سرزمین حكم راند. هر گاه كه حكومت مركزی واحد از بین رفت و حاكمیت های متعددی سر بر آوردند، ضعف، سستی و زبونی بر مسلمانان اندلس چیره شد كه پس از مدتی به ناچار به اتحاد رسیدند و هر زمان كه حكومت مركزی و یكپارچه به وجود آمد، عزت پیدا كردند و به پیروزی و پیشرفت دست یافتند.
از اوایل قرن پنجم هجری برای نخستین بار پس از بر پایی حكومت اسلامی در اندلس، حاكمیت های كوچك و مستقل در نقاط مختلف آن پی در پی ظهور كردند و در مجموع 26 دولت مستقل به وجود آمد. هر كدام از دولت ها برای توسعه قلمرو خود با همسایگانش درگیر بود و برای دست یابی به مقصود خود به مسیحیان باج می داد تا حمایت آنان را جلب كند و آنان نیز از این فرصت كمال استفاده را بردند و چون ماری زخم خورده زهر خود را ریختند و عقده شكست های چند صد ساله را از دل گشودند و انتقامی سخت گرفتند.

چنان كه در جنگ بین مأمون (حاكم بلنسیه) و ابن هود (حاكم سرقسطه) مامون پس از شكست خوردن از ابن هود، از "فرناند" پادشاه مسیحی كاستیل كمك طلبید تا در صورت پیروزی، به او مالیات بدهد و با حمایت او بر ابن هود غلبه كرد. ابن هود نیز پس از شكست، هدایایی برای "فرناند" فرستاد و از او تقاضای كمك كرد و با پشتیبانی او دوباره بر مامون پیروز شد. این اختلاف، جنگ و خون ریزی با آتش بیاری پادشاهان مسیحی سه سال ادامه یافت. جنگ و خون ریزی میان حاكمیت های كوچك و مستقل پیوسته ادامه داشت و اركان این حكومتها را سست كرد و دیگر رمقی در آنها برای مبارزه با همسایگان مسیحی باقی نماند و این بهترین فرصت برای دشمن در كمین نشسته بود كه انتقام بگیرد.
در اواخر قرن پنجم هجری، حاكمیت های كوچك مورد حمله بی امان "آلفونس"، پادشاه لیون در معرض نابودی قرار گرفتند و از این رو، از یوسف بن تاشفین، حاكم مسلمان در شمال آفریقا كمك خواستند. با لشكر كشی یوسف به اندلس و شكست "آلفونس" دوباره حكومت واحد اسلامی به نام سلسله «مرابطین» در اندلس تشكیل شد و عزت به مسلمانان برگشت و عظمت یافتند. لیكن حاكمیت مرابطین نیم قرن بیشتر طول نكشید كه مجددا تفرقه و اختلاف در جامعه اسلامی اندلس ریشه دوانید و دولت های كوچك و مستقل مسلمان قد علم كردند و حكومت مركزی تضعیف گردید و پادشاهان مسیحی به طمع افتادند، اما طولی نكشید كه سلسله «موحدون» (كه در شمال آفریقا حاكمیت پیدا كرده بودند) دولت های كوچك را در اندلس جمع كردند و حاكمیت یكپارچه و مقتدری را در مقابل مسیحیان به وجود آوردند. از نخستین سالهای قرن هفتم هجری، سستی و زوال در پایه های حكومت موحدون نمایان شد.
مسیحیان لیون، ناوار، آراگون (كه بعد از تحمل شكست های پی در پی از یعقوب بن یوسف به دنبال فرصت بودند) یكباره به جنگ با محمد بن یعقوب شتافتند و با ضربه ای سهمگین بر سپاه او، انتقامی سخت گرفتند.

با تضعیف دولت مركزی، برای سومین بار حاكمیت های كوچك و ضعیف در گوشه و كنار اندلس سر بر آوردند كه برای تجاوز به قلمرو یكدیگر، به هم چنگ و دندان نشان می دادند و در امضای پیمان همكاری با مسیحیان برای از میان برداشتن رقیبان خود، از همدیگر گوی سبقت می ربودند و این بهترین موقعیت را برای پادشاهان مسیحی فراهم كرد تا ضربه نهایی را بر پیكر حكومت اسلامی در اندلس وارد سازند و خود را برای همیشه از خطر آن برهانند. با دشمنی و تفرقه ای كه بین دولتهای كوچك اسلامی در اندلس وجود داشت، مسیحیان به تدریج آن ها را از میان برداشتند.
چنان كه در سال 636 هجری قمری، «بلنسیه » در سال 668 هجری قمری «مرسیه » و در سال 685 هجری قمری «میورقه » را از دست مسلمانان گرفتند و این روند ادامه پیدا كرد تا این كه در پایان قرن هفتم هجری، تنها حكومت «غرناطه » در دست مسلمانان باقی مانده بود. از دردناك ترین حوادث این دوره، همكاری دولت بنی نصر (كه در غرناطه حكومت داشت) با «فردیناند» پادشاه لیون برای از میان برداشتن دیگر حكومت های كوچك اسلامی در اندلس است؛ چنان كه در گشودن دروازه «شبیلیه» و دره علیای وادی الكبیر و لشكركشی های دیگر، دست در دست او نهاد و سرزمین اندلس را از خون برادران دینی خود رنگین كرد تا حكومت او در غرناطه باقی بماند. ولی دیری نپایید كه با درهم پیچیده شدن پرونده دیگر حكومت های كوچك اسلامی، نوبت به حكومت بنی نصر در غرناطه رسید.
مسیحیان از همان اواخر قرن هفتم هجری حملات خود را به غرناطه آغاز كردند و هر از گاهی ضرباتی بر پیكر آن وارد ساختند و شهری را به تصرف خود در آوردند تا این كه در سال 897 هجری قمری به عمر آخرین حكومت اسلامی در اندلس پایان دادند.

2-
فساد اخلاقی:
دومین عامل شكست مسلمین در اندلس را می توان روی كار آوردن حاكمان و بسیاری از مردم به بی تقوایی و بی بند و باری دانست. فراگیر شدن فساد در سطح حاكمیت و جامعه، آنان را از توجه به صلاح و سلامت و پیشرفت جامعه باز داشت و حمیت و غیرت دینی را در آنها از بین برد و آنچه كه برایشان اهمیت داشت، قدرت طلبی و خوش گذرانی بود. در نتیجه، شهرها یكی پس از دیگری از تحت حكومت آنان خارج گردید و به تصرف دشمن درآمد. فساد در بین حكمرانان تا بدانجا پیش رفت كه "معتصم بن صمادح" حاكم «المریه» عاشق دختری مسیحی شد و به زور او را از پدرش گرفت و بر سر همین موضوع به جنگ و خون ریزی در میان مسلمانان دست زد. آنگاه كه حاكمان به عیش و عشرت آشكار پرداختند، مردم بسیاری از پی آنان روانه گشتند و دشمن مسیحی با طرحی شیطانی، ضربه ای سخت بر پیكر جامعه اسلامی اندلس وارد ساخت.
مسیحیان شمال، قراردادهایی را با حاكمان مسلمان بستند و طبق آن آزادانه به ایجاد تفریح گاه و مدرسه و انجام تجارت بین مسلمانان پرداختند. در مدارس خود به فرزندان مسلمان، افكار دینی مسیحیت را القا می كردند و با به گردش در آوردن دختران زیباروی مسیحی در تفریح گاه ها، جوانان مسلمان را به آنجا می كشاندند و با ترویج خرید و فروش مشروبات الكلی، مردم مسلمان را از اعتقادات دینی خود دور می ساختند و به این طریق فساد را در تمام پیكره جامعه اسلامی رسوخ دادند و آن را از درون تهی كردند. بدین ترتیب بود كه توان مقاومت را از آنان گرفتند.
چنان كه سروده ابن غسال در غم سقوط شهر «بربشتر» گواه صدق این مدعاست. او پس از به تصویر كشیدن ددمنشی های دشمن در حمله و تصرف شهر، دلیل گستاخی دشمن را در انجام این كار چنین بیان می كند: «اگر گناهان مسلمانان و فرو رفتن آن ها در منجلاب معاصی بزرگ و كوچك نبود، هیچ گاه سواران مسیحی بر آنان پیروز نمی شدند. آری! علت ضعف، گناهانشان بود. افراد فاسد كارهای زشت خود را پنهان نمی كردند و آن هایی هم كه كار خوب انجام می دادند، از روی ریا بود».

بر این اساس، اختلاف و فساد اخلاقی مهم ترین علل اضمحلال حاكمیت مسلمانان در اندلس ارزیابی می گردد. اینك سزاوار است از خود بپرسیم: آیا تاریخ تكرار نمی شود؛ آیا نباید از تاریخ اندلس عبرت آموخت؛ مگر غیر از این است كه مؤمن از یك سوراخ دو بار گزیده نمی شود؟ چرا بی توجه به نقشه های دشمن بر طبل اختلاف و تفرقه می كوبیم و از وحدت حول محور رهبری غافل هستیم؛ منافع حزبی و گروهی را بر منافع انقلاب و كشور ترجیح می دهیم؛ چرا در مقابل شبیخون فرهنگی دشمن اقدامی اساسی صورت نمی دهیم؟ آیا توطئه دشمن، یك توهم است یا این كه توهم توطئه نیز توطئه دشمن است؟ اختصاص بودجه كلان از سوی دشمن برای نابودی جمهوری اسلامی واقعیت ندارد و یك توهم است؟
افزایش قارچ گونه باندهای ترویج فحشا، مشروبات الكلی و انواع مواد مخدر در سطح جامعه، بویژه در میان جوانان از روی نقشه و برنامه ریزی دشمنان نیست؟ القای شبهات و ایجاد تردید در بنیان های اعتقادی برای سست و متزلزل كردن باورهای دینی مردم بدون طرح از پیش تهیه شده است؟ گسترش برنامه های ضد اخلاق و عفت از طریق ماهواره، پخش انواع نوار، سی دی و پوستر مبتذل، هدف خاصی را دنبال نمی كند؟ چرا از خواب غفلت بیدار نمی شویم؟ چرا گامی اساسی برای حل مشكل و رویارویی با شیطان درون و بیرون بر نمی داریم؟

دشمنی كردن در ذات دشمن نهفته است و ذاتی اوست و ذاتی چیزی هرگز از آن جدا نمی شود ولی به فرموده امیر مؤمنان: «من نام لم ینم عنه، کسی که به خواب رود دشمنش به خواب نخواهد رفت» (نهج البلاغه نامه 62). یعنی كسی كه از دشمن غفلت بورزد، (بداند) كه دشمن از او غافل نخواهد شد.
همین است که خداوند در قرآن كریم دستور به عبرت از تاریخ گذشتگان می دهد و به ذکر سنت الهی می پردازد که: «ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم؛ همانا خداوند سرنوشت هیچ گروهی را تغییر نمی دهد مگر آن كه آنان آنچه را كه در خودشان است تغییر دهند» (رعد/11).

 
 
 
 




طبقه بندی: مقالات تاریخ اسلام،
[ شنبه 22 آبان 1389 ] [ 09:19 ق.ظ ] [ مسلم احمدی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام بر دوستان عزیز
وبلاگ حاضر را مسلم احمدی و حامد محمدی راه اندازی نموده و مدیریت می نمایند تا گامی موثر در تامین نیازهای علمی دانشجویان رشته تاریخ و تمدن ملل اسلامی باشد.لازم به توضیح است که این وبلاگ علاوه بر مسائل علمی، به مسائل شخصی و رویدادهایی که نویسندگان ضرورت ببینند می پردازد.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :